صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 101
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
وجود دارد و موجب مىشود اعيان از قوه به فعل درآيند . « 1 » او در شرح نظم الدّر تجلّى و سير عشق را در عالم هستى تصوير مىكند ، و تائيهء ابن فارض زمينهء مناسبى براى اين تصوير است . صائن الدين در شرح و پروردن قصيدهء مذكور ، كه زكات نفس تزكيهشدهء ابن فارض بر سائلان كوى طلب است ، « 2 » به مجموعهء ميراث عرفان اسلامى توجه دارد . شرح نظم الدّر تحت تأثير مستقيم جهانبينى ابن عربى نوشته شده است و افكار و اقوال ابن عربى در سراسر آن به روشنى ديده مىشود . گفتار بزرگان و مشايخ صوفيه نيز مانند احمد غزالى ، حسين بن منصور حلاج ، بايزيد بسطامى ، جنيد بغدادى ، ابراهيم خوّاص ، شيخ ابو السعود و ديگران ، به اقتضاى مقام ، آرايهء اين رساله شده صائن الدين را در معنارسانى يارى كردهاند . صائن الدين در مقدمهء شرح نظم الدّر مىنويسد كه عالم حقيقت ، گستردهتر از آن است كه كلام و الفاظ در معناى قراردادى و منطقى بتوانند از عهدهء بيان آن برآيند . بنا بر اين به پيروى از قرآن ، زبان تشبيه و تمثيل را در پيش مىگيرد تا هم اهل معنى از حقايق آن برخوردار شوند و هم اهل ظاهر از صورت مجازى بىبهره نمانند . « 3 » قصهء عشق در شرح نظم الدّر ، به زبان تمثيل و به روايت صائن الدين متأثر از ابن عربى ، چنين خلاصه مىشود : « 4 » - حقيقت مطلق عشق در ازل از تميّز عاشقى و معشوقى منزه بود ؛ ليكن از انگيزش عشقى حركتى خورد از خود به خود ؛ خيام نمود را از بود بيرون زد ؛ صحراى ظهور از شهرستان بطون ممتاز گشت و دبدبهء عاشقى و معشوقى برآمد ( وصل اول ) . - نسبت عاشق به عشق بيشتر است تا به معشوق . اطلاق كه ميراث خاص عشق است به عاشق منتقل شده است . عشق از تقابل وجود مبرّاست ( و صفات تنزيهى در لسان شرايع گواه آن است ) و از همين جاست كه غذاى جان عاشق ، بيشتر صفات عدمى است ( وصل دوم ) .
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 7 . ( 2 ) . نگاه كنيد به : بيت 451 . ( 3 ) . كتاب حاضر ، ص 12 - 13 . ( 4 ) . مطالب ساده شده است .